
همیشه حرف از مردانگی تو بوده...از دلیری تو...از شجاعت تو...از صبوری تو...یتیمان را پدری بودی مهربان....بی پناهان را پناهی بودی دلسوز....همیشه می گفتند یا علی..و انگار این یاعلی معجزه می کرد ...پشت و پناهت بود و نگهدارت می شد... ..
دستان یتیمان پر از کاسه های شیر بود و داغ از دست دادن پدر از نگاهشان حس می شد....دیگر دست نوازش گر علی نبود....دیگر حامی و نگهدار ان ها نبود.....
مرغابی ها غمگینانه ترین اوازهای خود را سر می دادند....
مسجد های کوفه مرثیه می خواندند...
اسمانیان از زمینیان می پرسیدند...ای اهل زمین با علی چه کردید؟با مولای خود چه کردید؟
با تجسم عدالت خود ....چه کردید؟؟؟تاریخ هم می گریست از این فاجعه..از بی پدر شدن...از یتیم شدن...
چگونه دلشان امد با علی این گونه کنند؟نگفتند بی او ما چی کنیم..؟
نفرین بر دستان سیاه و ننگینشان که نه شرمش می شد و نه علی می فهمید...
پ.ن۱.خدای نازنینم تو این شبای قدر هوای مارو هم داشته باش....می گن تو این شبا تقدیر یه سالت می ره پیش ارباب.....خدای خوب من چه تقدیری انتظار منو می کشه.....می دونم خودم قراره رقمش بزنم....خودم قراره بسازمش...کمکم کن!
پ.ن۲حیدر حیدر حیدر حیدر حیدر حیدر....به ازای هر سالی که نتوستم صدات کنم می گم :یا حیدر.....
پ.ن۳.به حق ساقی کوثر وجودت بی بلا باشد دو دستت را علی گیرد خدا نگهدارت باشد...
پ.ن۴.اباصالح هر کجا هستی التماس دعا!!
یا علی